تاريخ : ٢٢ دی ۱۳۸۸ | ٤:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : شروینسا

وقتی که رفت انگار دلم من می مرد

توی دلم خالی شد  

قلبم رو با خودش برد .

 

شاید یه کمی احساساتی باشه اما واقعا دوسش دارم آرگین خیلی گلی خیلی ماهی ... امیدوارم و مطمئنم که به هدفت می رسی منم سعی می کنم کمکت کنم . همیشه به یادتم رفیق .              توی اقیانوس افکارم



تاريخ : ۱٠ دی ۱۳۸۸ | ٧:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : شروینسا

ماردم می گرید

مادرم می رنجد

من دراین گهواره همه چیزرا میبینم

آبی آسمان

پاکی چشمه

سبزی جنگل

سرخی غروب

پیش خود می گویم

این همه شادی و درد برای من است

من که هیچ نیستم

جز ذره ای ازعشق



  • راه بلاگ | تک تاز بلاگ