تاريخ : ٢٦ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

زبان می زنی به زخم هایم 

شور می شوی شیرین ِ من 

تلخ می کنی روزگار را 

زهر می کنی کامم را 

تا خیس شود چشمهایم 

و من نمی توانم درک کنم که چگونه هنوز دوستت دارم .



تاريخ : ۱٦ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

وقتی اتفاق ما به تعویق می افتد

لحظه ها برایم مثل سال است

و  وقتی اتفاق می افتد 

ثانیه ها زود می گذرد 

حتی برای بوسیدن 



تاريخ : ۱ اسفند ۱۳٩۱ | ۸:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

کودک احساسم را 

به سوی چمنزار گیسوی تو روانه می کنم

و چه زیبا غلت می خورد 

چه زیبا می رقصد و حتی می خندد

کودک احساسم



  • راه بلاگ | تک تاز بلاگ