تاريخ : ٢٩ خرداد ۱۳٩۱ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

رهایی این نیست 

که در بند نباشی

رهایی جایی معنی میده که

تو آغوش کسی باشی

و احساس کنی بال در آوردی

حالا هر چقدر که بیشتر احساس رهایی کنی

بیشتر پرواز می کنی

اگرم نه  آخرش یه زنجیر که بهت وصله 

جلوی اوج گرفتنت رو می گیره 



تاريخ : ٢٤ خرداد ۱۳٩۱ | ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : شروینسا

وقتی 

هزاران جمله برای ستایش تو وجود دارد

و من بی زبان و لال

چشمهایم 

دوستت دارم را به تو می گوید



تاريخ : ۱۱ خرداد ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : شروینسا

توی قلبم چهار تا حرفه

چهار تا حرف از یه الفبا

چهار تا حرفی که نویدِ

عشق و دلگرمیِ فردا

چهار تا حرفی که کتابه 

واسه فهمیدن دنیا

چهار تا حرفی که شروع شد

از یه ب توی الفبا

از یه ب به رنگ بارون

یا که گریه و ترنم

یا به بی تا بیِ دنیا

گم میشی توی خودت ، گم

یا که ی یعنی یرنگی

واسه عاشقی و شادی

یه یدونه ای که خوبه

نه کمه ، نه که زیادی

شایدم ت یعنی تقدیر

دیدن و به هم رسیدن

یا توی بهشت دنیا

میوه رو از شاخه چیدن

شایدم همون الفباست

الفِ اول کاره

اونی که برای عشقت

عمر و جونش رو میزاره

شایدم درکش یخورده

خاص و غیر عادی باشه

آخه عاشقی نمیشه

که توی الفبا جا شه

ولی خب خلاصه میشه

توی حرفای الفبا

اسم نازنین عشقم

اسم تو ، اسم تو بی تا

 

پ.ن : تقدیم به عشق زنذگی ام .



تاريخ : ۳ خرداد ۱۳٩۱ | ٩:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : شروینسا

بوسیدنت 

لبانم را خجالت زده 

نگاهت

چشمانم را بی قرار

و دستانت

تنم را سست می کند

 

من اینگونه عاشقت شدم



  • راه بلاگ | تک تاز بلاگ