تاريخ : ٢۱ تیر ۱۳٩۱ | ۸:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

زبانم لال می شود

وقتی تمامی حرفهایم می شود 

دوستت دارم

چشمهایم کور می شود

وقتی تمامی نگاهم به سمت توست

و گوش هایم کر

وقتی تمامی حرفهای تو 

چیزی جز ابراز علاقه نیست

انگار فلج شده ام

دست هایم را حتی 

نمی توانم تکان دهم

برای وقت خداحافظی

بای بای ...



تاريخ : ۱۳ تیر ۱۳٩۱ | ٩:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

دلم برایت تنگ  است

بانوی آرامش

دیوانه ام می کنند

این مردمانی که مرا نمی فهمند

کجایی ؟؟



تاريخ : ۱۱ تیر ۱۳٩۱ | ٧:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

بی هزار لبخند

بی هزار شادی

بی هزار تنهایی

بی هزار آزادی

خسته از تکاپوی

بی دریغ عقاقی ها

وقتی از یاد می روند آسان

می روند به باقی ها

خسته از رنج این همه سختی

در میان هوا و عشق درگیرم

با تو زندگی عوض می شه

بی تو زنده باشم میمیرم .



  • راه بلاگ | تک تاز بلاگ