تاريخ : | | نویسنده : مدیر

 

گوسفند

گوساله

گاو

( یابو ، خر ، الاغ ، اِشَک ، قاطر ، هُش)

مرغ

ماهی

آخ آخ ببخشید اون گوشت اولش رو یادم رفت

گوشت گوسفند گوساله .....

نخند بی مزه هـِ هـِ هـِ

............14 مرداد89

 

 

بهشت زیر پای مادران است

زیر پای مادران کجاست

پا چیست ؟

اَه چه بویی می دهد این پا!

مادر بی پا

جانباز

پس بهشت چه می شود

دیگر زیر پای کیست ؟

بهشت

زیر پای ما در آن است

شاید کفش

؟

.............16 مرداد 89

 

 

شکلات چیست ؟

که با آن لُری را فریب می دهند

به گمانم واحد پول لرستان شکلات باشد

کاش یک لُر هم به پست ما بخورد

تا بجای باقی پولش

به آن شکلات بدهیم

چه کسی می گوید ترک خر است ؟

لُر لُر است

همین و بس

شی شده =16

...................19مرداد89 

 

 

سازم و بردارم برم گوشه ی باغچه بشینم ...بزنم

دستمو دراز کنم بعد با خودم حرف بزنم ،

سیگارمو خاموش کنم با موهای دماغم

انگار بعد این همه عمر من هنوزم الاغم

آره بابا الاغم مثل پر کلاغم

همه بیرون نشستن فقط من توی باغم ،

یه سیگار دیگه روشن می کنم  

باز با خودم زر می زنم 

زر پیاپی می زنم 

زر می زنم زر می زرنم

با سبک شعر زر می زنم

من زر زنم من زر زنم

بیا تا زرتو بزنم

آی بدو زر 

وای بدو زر

اینور بازار و ببین

بیا و زر بزن 

بشین

آخ که چقدر دوست دارم زر زدن الاغ و

وقتی که زر می زنه اون میبینه کلاغ

آهای الاغ قشنگه 

دل تو مثل سنگه 

کاشکی خبر چین بشی 

کلاغ یا شاهین بشی 

....................28 مرداد 89

 

سلامتی آقا امام زمان صلوات

.................. 4 شهریور 89

 

بوق بوق بوق

این سه تا زیاده

همون دوتاش کافی بوق بوق

................. ١٦ شهریور ٨٩

 

این روزها همه وبلاگ می خونن ، شما چرا ؟

................. ١٩ شهریور ٨٩

 

 

گاو غمگین ، گاو نر

چوب خشک یا چوب تر

تا نبودی چوب تر

فرمان نمی برد گاو نر

گاو نر فربه شده

زین به پشتش زه شده

شخم کاری کار او

هر دمی بیمار او

آنگه او مومو کنان

سمت آخورها دوان

تشنگی زجر تنش

آبخور در دهنش

گاونر غمگین بُده

این چنین آئین بُده

چونکه چوبستان تر

ساخت بهر گاو نر

،

گاوهای ماده

شیر دارند سادهِ

گاوماده در دل است

او مُرَحم بر دل است

مادگی بر او نشان

داد تخت پادشان

مادگی برتر بود

از نری بهتر بود

 

می زند هر روز کَر

با نوایی چون تبر

گاو ماده با هنر

گاو نر افسوس خر

تا نباشد چوب تر

...

آخر چرا؟ ای گاو نر

 ................. ٢٣ شهریور ٨٩

 

با دختر مردم میری تو آب

سکس می کنی

شب کنارش میخوابی

مشروبت رو می خوری

خلاصه که هر غلطی دلت بخواد می کنی

بعد میگی من تنهام و میخوام بمیرم

................. ١٢ مهر ٨٩

 

شب و خاموشی

بوق میزد یک الاغ

و سگی مومو کنان

نیمه شب

تاریک باغ

من و تو قدم زنان

جایی همچو لا مکان

دست در دست خران

می رویم عر عر کنان

...................  18 مهر 89

 

آب را گل نکنید شاید

در فرو دستها

کفتری می زند بوق

خاک را به هنر کیمیا کنید

کیمیا را نکنید

خاک را هنری کنید

اگر آب گل آلود نباشد پس چگونه می توان خاک را به هنر کیمیا کرد

هر روز گل می کنم و کیمیا

و هنوز کفتر بالش را از روی بوق برنداشته است

................. ٢٤ مهر ٨٩

 

این شلوار من تنگه

اون شلوارمم تنگه

این موهای تو دختر

چقدر چرا دو رنگه

به من یهو می زنگه

میگه بچه پلنگه

پلنگه چشم قشنگه

با میمونا می جنگه

پلنگ باغ و بیشه

تا دندونات تمیز شه

ما پلیس و دوست داریم

بهش احترام می زاریم

................ ٢٩ مهر ٨٩

 

آی شماییانی که می نگرید بر این چند خط بی آنکه بنگرید بر خطهای دگر

آنقدر بنگرید تا بنگردانتان جر بخورد و من به نگرش شما بیاویزم احساسم را .

.............. 8 آبان 89

 

خدارو چه دیدی

یه وقتی سحر شد

دل خسته ی ما

بازم وقته ناهار میادش

با صدای چی

کفتر تو باغ می خونه

آهای الاغ دیوونه

کفتر کاکل سر قرمزی

لپ حنایی آی خال قزی

آی باغ خوب زردآلو

آی شفتالو آی ممدالو

این چه عجب از این ورا

ور میری با این دخترا

ور نرو با این دخترک

تو خر میشی اونم خرک

............... ١٢ آبان ٨٩

 

این وقت در آن سوی زمین

دختری میزیست زیبا ، همین

............. ٢٠ آبان ٨٩

 

از پنجره صدا میاد

صدای گاو مش حسن

میگه منم یه پاپتی

اسیر شخم ساعتی

آی مش حسن گاوت چی شد

بردن و قصابی دادن

گاو تو رفت تو شیکم

اونا که شبها بیدارن

آی مش حسن گاوت چی شد

چرا خود تو خر شدی

 گاو چیچیه ولش بابا

گاو بودن و از بر شدی

............ 23 آبان 89

 

سلام

ببینم شماها کار و زندگی ندارید هی میاید به وبلاگ من سر میزنید . اصلا کی به شما گفته بیاید اینجا ؟

عجب آدمهایی هستید ها ، ها چی دعوا ؟ مرتیکه خودم میزنم داغونت می کنم (سانسور)

بعد دعوا : آقا ما کوچیکتیم هر وقت خواستی بیا سر بزن ،‌فقط دیگه با سر نزن .

........... ٢٧ آبان ٨٩

 

آبی فردا غدقن

این زن توست یا زن من

خاله ی تو عمه ی من

حالا بیا هی بوق بزن

برای بوق تازه

پاهات بروی گازه

برای بوق تازه

در مغازه بازه

بوق پر صدا غدقن

رقص اِشَک ها غدقن

کشف بی مخ رو هوا

به وقت یلدا غدقن

برای موش تازه

در خونمون بازه

آخ که بازم گربمون

زبونش چه درازه

برای شال پاره

بابام ماشین نداره

منم شدم بیچاره

دیگه فایده نداره

................ ٩ آذر ٨٩

 

من غازم و من غازم

تو بازیا می بازم

مثل یه توپ سنگی

میون این دورنگی

با خوشگلا می جنگی ؟

مگه بچه فرنگی

که این طوری راه میری

از اینجا تا ماه میری ؟

خدا می دونه لالم

کرده خونتو حلالم

می کشمت با پنبه

تا که سرت نبجبه

هفتاد تا ضربه شلاق

می زنم به توی الاغ

تو شورشی و زشتی

کی میگه اهل بهشتی

وزوزی هستی و بور

الهی که بش کور

................. ١٦ آذر ٨٩

 

اي ظرف ماست خالي

پر شدي از باقالي

جلد تو هم پاك شده

از تبليغات عالي

اي ظرف ماست خالي

ماست تو رو كي خورده

وقتي كه مي ترشيدي

شوهر تو رو كي برده

اي ظرف ماست خالي

چرا كپك زدي تو

چرا نگفتي ترشي

به من كلك زدي تو

اي ظرف ماست خالي

كي به تو قاشق زده

گوشه ات رو سوراخ كرده

به تو خسارت زده

اي ظرف ماست خالي

له شدي زير قالي

چيزي ازت نمونده

به جز بوي باقالي

................................  20 بهمن 89

 

ای سوار بر اسب یشمی

تو شبیه عمه ی مادرمی

یشمی ات را دوست دارم .

............................... 14 خرداد 90



  • راه بلاگ | تک تاز بلاگ