تاريخ : ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ | ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : شروینسا

و چه بی اندیشه رفتی

چه بی پروا

مرا درهم شکستی

در این رویا

شاید هرگز یا حتی از هرگز هم هرگز تر

فکر نمی کردم تو

تو به این آسانی به این

راحتی مرا سهل بیاندیشی و بی اندیشه ی

درهم ماندن و غوطه ور شدنم

در غم رهایم کنی

..

رهایم کردی اما من رهایت نمیکنم 

ای رها شده ی رها شونده ی من

.....

تو رها از هرچه تنهایی و غم

من اسیرم، تو رهایی، من اسیر



  • راه بلاگ | تک تاز بلاگ