تاريخ : ۸ فروردین ۱۳۸٩ | ٧:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : شروینسا

کمی که فکر می کنم

انگیزه ای ندارم برای اینکه

صورتم را بتراشم و زیبا شوم

چون تو آغوشت را از من دریغ می کنی

لباس نو بپوشم

وقتی تو حتی در صحبت های تلفنی  بین ما من را با چکش می کشنی

حتی برای یک دقیقه غرور خود را کنار نمی گذاری و به شرایط  فکر نمی کنی

فقط خود را می بینی و فقط خود را درک می کنی

و تا نهایت عمرت این سلطه طلبی را دوست خواهی داشت

و گهگاهی یک احمق مثل من دل به تو می بندد

و تو دوباره حس می کنی که برنده ی زندگی هستی

------------------

تو را حس میکنم اما کمی کمرنگ

نقاش باش و حس را با سطلی رنگی بر روی من بپاش

تا از احساس تو پررنگ شوم .



  • راه بلاگ | تک تاز بلاگ