سال نو

بی من کجا ای نوبهار

بی من کجا پر می کشی

بر چشم خشک این کویر

آیینه ای تر می کشی

بی من کجا پر می کشی

من تشنه ی آبادی ام

لیکن نیَم در این قفس

من مطلع آزادی ام

......

بقیه اش باشه واسه بعد .

/ 5 نظر / 18 بازدید
بهار

فردا یک راز است... نگرانش نباش ! دیروز یک خاطره بود ... حسرتش را نخور ! اما امروز یک هدیه است ... قدرش را بدان ! نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت ! می توان آغاز کرد و پایان خوبی داشت !

سوگند

بی تو تمام روزها چون شب سیاه است و کبود روز و شبم بی تو شده خاکستری در زیر چوب بی تو نمی خندم دگر بی من، تو می خندی هنوز؟ بی تو نمی آید نفس بی من.... **************************** هرچی فکر کردم یادم نیومد بی من چی کار می کنه [سوال] هر وقت ادامه شو نوشتم برات می ذارم [لبخند]

نیکو

سلام شروینسا جان زیبا نوشته ای.

nilo93

منتظر نمی ماند تحویل می شود همیشه ها ... همان نوبهار !