دستانت

بوسیدن دستانت آرامشی به من می داد

 وقتی از زمان فرار می کردی تا اینکه در کنار من باشی

من می ترسیدم از اینکه با من نباشی

یا اینکه در من تمام شی

اما من تمام شدم و

تو بی من رفتی

 

پ.ن :ای که می گویی آدرس ایمیلت را اشتباه وارد نکرده ای . به جان مادرم اشتباه وارد کرده ای هرچه میزنم نمیشود . خودت مرا اد کن .

/ 8 نظر / 8 بازدید
آرش

سلام دوست من مثل هميشه با مطالب جالب بلاگت روآپ ديت کردي.اگه با تبادل لينک با من موافقي سايت من رو به اسم بهترين سايت ايروني لينک کن و بعد خبرم کن.لينک خودت و اسم بلاگت رو هم يادت نره بگي.منتظرت هستم.آدرس سايت من www.zavyeh.com شما رو هم تو اين صفحه لينک ميکنم http://www.zavyeh.com/?do=cat&category=17 راستي اينها هم آدرس بلاگهاي من هستند www.arash-soft.blogsky.com www.easysport.blogsky.com

آرش

سلام دوست من مثل هميشه با مطالب جالب بلاگت روآپ ديت کردي.اگه با تبادل لينک با من موافقي سايت من رو به اسم بهترين سايت ايروني لينک کن و بعد خبرم کن.لينک خودت و اسم بلاگت رو هم يادت نره بگي.منتظرت هستم.آدرس سايت من www.zavyeh.com شما رو هم تو اين صفحه لينک ميکنم http://www.zavyeh.com/?do=cat&category=17 راستي اينها هم آدرس بلاگهاي من هستند www.arash-soft.blogsky.com www.easysport.blogsky.com

هما

ای کاش بی بوسیدن نرود ! میداند که سخت است؟ معکوس کردن زمان و بازگرداندن قصه ی دلتنگی فرار نه! ماندن میخاهد....

آیلین

دلم ..خواب پروانه شدن میبیند ....

معصومه افسری

سلام دوست عزیز با یه مطلب جدید به اسم دوست آپم منتظر دیدارتم

سوگند

از زمان که نه باید از زمانه گریخت برای لمس آرامش