ممنون آقا

ممنون آقا

وقتی رسیدم خونه طبق معمول سریال کره ای پخش میشد اماتو مسیر برگشت یه چیزی خیلی خوشایند بود ، اینکه اونهم میدونست ما کلی حرف داریم که نمیشه ایستاده گفت . از خود گذشتگی کردو جای خودش رو به ما داد تا همراه من بشینه . از اونجایی که صندلی جلوی طبقه بالا مترو کرج  روبروش یه سکو داره من هم تونستم بشینم . کلی تعریف کردیم و خندیدیم . ممنون آقا دمت گرم

/ 2 نظر / 6 بازدید
شاپرک

سلام مطالبتون رو پسندیدم. به من هم سر بزنید. دوس داشتید تبادل لینک کنیم www.tekrari.persianblog.ir

سايه

درسته به نظر ساده اومد ولي هركي چنين حالي داشته باشه ميدونه وقتي باكسي كه دوستش داري صحبت كني بد جوري تغيير رنگ ميدي و حيجان زده ميشي حتي ممكنه ايستگاه خودت رو رد كني ..........خوشبحالت كاش يكي جاش رو به ما ميداد تا معلوم نشه كه زانوهام از بار غم داره خم ميشه ......................