دفتر

خواستم طبق معمول بشینم و بنویسم 

اما انقدر سرشار از حس عاشقی ام که جمله هام رو کنار هم نمی تونم بچینم

تا میام بنویسم چهره تو از تو فکرم رد میشه .

بانو

گل کاغذی دفترم

هر روز تو رو خیس میکنم

شاید شبی از لابلای صفحه هام دفترم

شکوفه کردی

/ 9 نظر / 9 بازدید
هما

انگار یادم افتاد همیشه اول دفتر های زندگی ام حرفی از استشمام بوی گل بود شاید گلی شبیه گل کاغذی

هما

انگار یادم افتاد همیشه اول دفتر های زندگی ام حرفی از استشمام بوی گل بود شاید گلی شبیه گل کاغذی

alive

اینو میپسندیممممم... شکوفه میکند... شکوفه میکند...

nilo93

تو در من قد میکشی به منتهی الیه آسمان می رسی ... و من در وجود خویش می شناسمت ! ...

زهرا

خوشگل بود موفق باشی

هما

باید بنویبسی از شکوفه هایی که همشان یک بوی خوبی میدهند! از اشک ننویس... بگذار چشمانمان به اشک شادی عادت کنند... از آغاز این دفتر...

بی تا

همیشه سرشار از این حس های خوب باشی... [گل]

علیرضا فروهر

به شکوفا شدن گل کاغذی دفترت ایمان دارم و برای دیدن شکوفه هایش مینشینم . . . آری هنگام شکوفاییش نزدیک است[گل]