واسه گریه

من نخوام زنده بمونم کیو باید ببینم 

می خوام بمیرم اصن

 به هیچکسی هم ربطی نداره .

اگه ربط داشت سراغمو می گرفتین 

ماشالا همتون که شمارمو دارین

 شاید مهم نیستم براتون 

لعنت به این زندگی .

حالم اصلا خوب نیست 

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هما

میدونی... شاید هم ندونی... من تمام قطره های اشکم را گذاشتم توی کتری که شب ها روی بخاری اتاقم میگذارم!شاید همین درست است...این فقط یه شعر نیست یا یه لحن بداهه گو که چند نفری بیان نظر بذارن و بعد تو بری سراغ پست بعدی با دلتنگی بیشتر...کی از کی بیشتر گریه میکنه رو نمیدونم!کی بیشتر زیر پتو بغض میکنه رو نمیدونم....ولی اینو خوب میدونم که همیشه یه چیزی کمه که تا سر حد شادی هم اشکتو درمیاره و شاید دلت بخاد یه ذره بری زیر زمین تا آخرین واژه دلتنگی رو هجی کنی و یکی بیاد بخونه خدایش او را نیامرزید...!اینا همه از سر دلتتنگی زیاد برای این واژه ها بود....کاش بیشتر میگفتم....کاش میگفتم من حتی اگر بخاهند هم در دسترس نیستم!

مسعود

شروین [تعجب] دادا حالت خوب نیستا؟؟؟؟ 5شنبه بعد از ظهر که خوب بودی... حالا بعد از اون چی شده؟؟؟ خدا میداند امیدوارم اون شروین خوشحال و سر زنده رو دوباره ببینم. [چشمک]

سوگند

نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمی دانم چه می خواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی می سوزدم گه می نوازد....

alive

کمبود محبت... سر نمیزنم... زنگ نمیزنم.. همینه که هست... حرفیه !؟!؟؟! [چشمک] بی خیال باباااااااا

رویـــــــــا

یه با مرام وجود داره... اونم من بودم که شمارتو نداشتم... [نیشخند] اینجا از کسی انتظار نداشته باشه... وگرنه وضعت بدتر از این میشه هااااا از ما گفتن بود.

رویـــــــــا

کلا از هر متنی که توش رویا به کار بره خوشم میاد نمیدونم چرا... تکه ی اخرشو فکر کنم چهار بار خوندم

سايه

حالت بدتر از من نمي شه .......................... من از همه خسته ترم............................ داغونم ..........تمام وجودم سرده ..............منتظر ميشينم خدا كارش رو انجام بده..............فقط ميخوام صبور باشم......... توهم صبورباش...........

معصومه افسری

دیگه زیادی خودمونی نوشتی امیدوارم الان بهتر شده باشی بخشید می خواستم بدونم شروینسا به چه معنیه سبز باشید