روزی از ماهِ دوم ِ پاییز

گریه هایی شبیه فریادم ، خنده هایی شبیه یک دردم

رفتنت شد دلیل آزادی !؟ شانه ات را حصار خود کردم

خاطرت از سرم نرفت هرگز ، قبل مرگم اسیر این یادم :

گلی از دامن تو برچیدم ، دسته گل ها به دست خود دادم

خنده ات را برای تاریکی گریه ات را برای نوشیدن

بعد تو موشهای خانه مان ، از نگاهم لباس پوشیدن

گیسوانت برای سرما است ، انجماد زمین تاریخی

یخ زدند این زمینیان رفتند سوی سیاره های مریخی

چشم هایت عقیق انگشتر ، مژه هایت مثال جارو اند

از سر و روی من علف رویید این علف ها چقدر بد بو اند

دست تو جای حلقه ی دار و پای تو جای چوب آویز است

خاطراتت مثال یک وحشی ، بی رمق از جنون لبریز است

دست آخر زمان رفتن خود ، پای این حلقه ی ز سقف آویز

خنجری بر دلم بزن و برو ، روزی از ماهِ دوم ِپاییز

 

چه بگویم که غم از دل برود ... 

بنظر خودم خوب شد 

/ 6 نظر / 19 بازدید
سايه

به ياد اونايي كه رفتن قدرشون رو ندونستيم كاش يه فرصت ديگه براي جبران بود به ياد اوني كه باورش نكردم ووقتي رفت فهميدم كه چه كردم..............[افسوس][افسوس][افسوس][افسوس][افسوس][افسوس][گریه]

سايه

آه . حسرت . ماتم . غم...... تنها همرام درشب.... اشكم شده شام من . بغز درگلويم فرياد ميزند چرااااااااااااا..................ديرفهميدم .[افسوس][نگران]

سايه

http://sayehm.persianblog.ir/

ایدا

چی شد؟ من نفمیدم ؟؟؟؟

...

اگه شعر خودتونه که [دست][دست][دست]

اشکان

سلام.از وبلاگتون دیدن کردم.وبلاگ خوبی دارید،تبادل لینک باعث افزایش بازدید وب دوتامون میشه.اگه مایل به این کار هستید به وب من مراجعه کنید و از قسمت تبادل لینک وبم اقدام به این کار کنید.ممنون.